الشيخ محمد الصادقي الطهراني
40
فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)
ربانى چه تكوينى و چه تشريعىاش لازمهى علم ، قدرت و حكمت بىنهايت ربانى است ، كه ويژهى حضرت اقدس الهى است ، و هرگز عطاكردنى نيست ، مگر گفته شود كه اصل ربوبيت نيز قابل اعطاء و بخشش است ! و اصولًا « رسول » كه نخستين پيامآور شريعت ربانى است ، تنها رسول و نامهرسانِ وحى است و نه « رَبّ » و يا آميختهاى از رسالت و ربوبيت ، كه رسالت اعطائى است ولى ربوبيت هرگز اعطائى نيست . آياتى با تعبيرهاى گوناگون چنان « حكمى » را در انحصار حضرت حقتعالى قرارداده كه بخشى از آنها بازگو مىشود : « انِ الْحُكْمُ الّالِلَّهِ يَقُصُّالْحَقَّ وَ هُوَ خَيْرُالفاصِلينَ » « 1 » « ألالَهُ الْحُكْمُ وَ هُوَ أسْرَعُالْحاسِبينَ » « 2 » « انِالْحُكْمُ الّاللَّهِ أمَرَ ألَّا تَعْبُدُوا الَّا ايّاهُ » « 3 » كه انحصار حكم به خدا با انحصار عبوديت در برابر او بستگى صددرصد دارد : « وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَانَّكَ بِاعْيُنِنا » . « 4 » « براى حكم پروردگارت صبر كن كه تو « محمَّد » محققاً زيرنظرهاى مايى » و تحت توجّهات و مراقبتهاى كامل ما قراردارى . و اگر رسول در حكمى ربانى مجاز بود ديگر براى صبر به جهت حكم ربانى جايى نمىماند ، آرى حكم ربانى در انحصار رب است ، ولى حكم رسالتى براى تمامى رسولان خدا برحسب درجاتشان حتمى است ، و به عبارت ديگر ، حكمِ شرعى است و نه حكم تشريعى ، كه : « أولئِكَالَّذينَ آتَيْناهُمُالْكِتابَ وَالْحُكْمَ وَالنّبُوَّةَ » « 5 »
--> ( 1 ) - سورهى انعام ، آيهى 57 . ( 2 ) - سورهى انعام ، آيهى 62 . ( 3 ) - سورهى يوسف ، آيهى 40 . ( 4 ) - سورهى الطّور ، آيهى 48 . ( 5 ) - سورهى انعام ، آيهى 89 .